چرا گفتم ناصرالدین شاه رحمت الله علیه!!!!

 

در جواب یکی از کاربران بزرگوار :

از قدیم گفته اند : تو که عیبش گفتی ٬ هنرش نیز بگو........

حرف بزرگی که کمتر به آن اهمیت میدهیم. اگر آویزهء گوشمان میشد

حال و روزمان بعضی الان بود.....

یاد گرفته ایم فقط معایب را ببینیم در حالی که خودمان سراسر عیبیم.

اصولا آدمهایی که پر از عیب هستند فقط عیب بقیه را میبینند و بیان

میکنند. در حالی که این خلاف سیرهء اهلبیت علیهم السلام است.

 در منطق شیعه بزرگترین عیب و گناه نابخشودنی آنست که مقابل

 امام معصوم علیه السلام بایستی و او را برحق ندانی. که این عیب هم

کفرست و هم شرک جلی و عظیم. بگذریم که این رشته سر دراز دارد......

 

میخواهم از کسی سخن بگویم که در مسند سلطنت ارادتی خاص

به اهلبیت علیهم السلام دارد و شاید همین راز دوام سلطنت ۵۰سالهء

او باشد.

کسی که بیشتر او را به عنوان حاکمی ظالم و... میشناسند .

ناصرالدین شاه قاجار را میگویم.

کسی که فقط عیوبش را شنیده ایم. ولی سخن من از هنرهای

بی نظیر اوست...

وجود مقدس قرآن ناطق٬امام صادق علیه السلام در حدیثی مفصل

راجع به شیعیانی که فاسق هستند فرمودند:

از عملشان برائت بجویید نه از خودشان.... 

ناصرالدین شاه قاجار  رحمة الله علیه ارادتی خاص به اهلبیت مخصوصا

حضرت سیدالشهداء علیه السلام داشت.

در ایام محرم سبیلها را آویزان و هیبت عزا میگرفت.

در زمان او اکثر اماکن مقدسه به زیباترین و باشکوهترین نحو ممکن

بازسازی و مرمت شد.

نام او را میتوانید در ایوانهای طلای  نجف و کربلا و کاظمین و سامرا

و مشهد نظاره کرد.

بارها به زیارت عتبات عالیات آن هم در آن زمان مبادرت ورزید.

در ایام محرم اهمیت خاصی به تعزیه ها و  روضه ها میداد.

در زمان او کتابهای بسیاری راجع به روایات و فصائل و مناقب و مصائب

آل الله علیهم السلام بازنویسی و ترجمه و تالیف و انتشار داده شد.

ناصرالدین شاه اهمیت خاصی برای مرجعیت شیعه قائل بود که نمونهء

آن را میتوانید در عکس العمل او نسبت به تحریم فتوای تنباکو توسط

میرزای شیرازی رحمة الله علیه جستجو کنید.

 

در احوالات ناصرالدین شاه رحمة الله علیه :

در حین ورود به کربلا بعد از غسل زیارت ابتداء به حرم  سقای

لب تشنگان آقاابوالفضل العباس علیه السلام مشرف شد .

 
اطرافیان جسارتاٌ بعرض رساندند که معمولاٌ تشرف بحرم حسینی را
 
مقدم میدارند در جواب فرمود : این دستگاه سلطنت است و با اصول
 
آن من آشناتر از شما هستم. کسی که بخواهد بحضور شاهنشاه برود ،
 
اول باید نخست وزیر دربار را دیده و استجازه نماید.

 

نقل میکنند  ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن

به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا

کن تا من گریه کنم.

صدر اعظم طبق دستور رفت چندتا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.

هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید،

به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.رفتند

روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان،  سیدی پیر اما خبره وکاردان

به نام سید حبیب بود به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.

به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین علیه السلام 

عرض کرد:

یا حسین تو در وسط میدان کربلا،آن وقت که یکه و تنها شدی

هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!

شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید

برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.

ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،

با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:

گر دعوت دوست می شنودم آن روز      
 
من گوی مراد می ربودم آن روز
 
آن روز که بود روز هل من ناصر 
 
ای کاش که ( ناصر) تو بودم آن روز


 

او اشعار زیادی در مدح و مرثیهء اهلبیت علیهم السلام دارد.

که معروفترین آن شعریست که اکثرا شنیده اید : 

 

عشق بازی کار هر  شیاد  نیست 
     
  این شکار، دام هر صیاد نیست
 
عاشقی را قابلیت لازم است 
            
 طالب حق را حقیقت لازم است
  
عشق ، از معشوق اول سر زند  
        
 تا به عاشق ، جلوه دیگر کند
 
تا به حدی که برد هستی از او    
 
   سر زند صد شورش و مستی از او
 
شاهد این مدعی خواهی اگر 
        
 بر حسین علیه السلام و حالت او کن نظر
 
 
 
روز عاشورا در آن میدان عشق
          
 کرد رو را جانب سلطان عشق
 
بارالها این سرم این پیکرم 
             
   این علمدار رشید، این اکبرم علیه السلام
 
این سکینه، این رقیه، این رباب سلام الله علیهما اجمعین
 
   این عروس دست وپا خون در خضاب
 
این من و این ساربان، این شمر دون  
 
  این تن عریان میان خاک و خون
 
این من و این ذکر یارب یاربم 
        
    این من و این ناله های زینبم  سلام الله علیها
 
*******
پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق  
 
     ای حسین علیه السلام  ای  یکه تاز راه عشق
 
گر تو بر من عاشقی ای محترم   
 
 پرده برکش من به تو عاشقترم
 
غم مخور که من خریدار توام 
     
 مشتری بر جنس بازار توام
 
هر چه بودت داده ای در راه ما
 
 مرحبا صد مرحبا خودهم بیا
  
خود بیا که می کشم من ناز تو 
  
  عرش و فرشم جمله پا انداز تو

 
لیک خود تنها در بزم یار 
            
  خود بیا و اصغرت علیه السلام را هم بیار
 
خوش بود در بزم یاران بلبلی
      
 خاصه در منقار اوبرگ گلی
 
خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت علیه السلام
   
 زودتر بشتاب سوی داورت
 
 
 
 
و نمونهء دیگر آن شعر زیباییست راجع به شاهزاده علی اکبر علیه السلام:
 

خرم دلی که منبع انهار کوثر است

کوثر کجا ز دیده پر اشک بهتر است

نام حسین علیه السلام و کرببلا هر دو دلرباست

نام علی اکبر علیه السلام از آن دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید

دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت

شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت

پائین پای قبر حسین علیه السلام قبر اکبر علیه السلام است

پائین پای قبر علی اکبر جوان علیه السلام

 

هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

برسمت راست مرقد یک پیر جلوه کرد

در گوشه رواق که نزد یکی در است

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست؟

گفتا حبیب علیه السلام نور دوچشم مظاهر است

در جنب نهر علقمه دیدم یکي شهید

گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

گفتا خموش دار که عباس نامدار  علیه السلام

 

منظور او ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه گاه و شنیدم بگوش دل

آنجا فغان زینب  علیها السلامو کلثوم اطهر علیها السلام است

رفتم به سوی خیمه بیمار کربلا

دیدم که با دوصد غم و محنت برابر است

وارد شدم به حجله داماد کربلا

دیدم عروس قاسم  علیه السلام دستش ز خون تر است

رفتم ز کربلا به سر تربت علی  علیه السلام

دیدم که بارگاه علی علیه السلام عرش اکبر است

وارد شدم به صحن و سرایش بصد امید

دیدم که چلچراغ علی علیه السلام سرو کوثر است

برگشتم از رواق شدم وارد حرم

دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر علیه السلام  است

پر نور چشم نوح نبی از علی علیه السلام بود

این نکته هم ز کاتب از خاک کمتر است

شاها تویی که (ناصردین) باد چاکرت

منظور او به اذن جناب مطهر است

(ناصر) چو بر نجف برسید و بگریه گفت

هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است .

 

 

و این دوبیتی را هنگام زیارت بارگاه سلطان السلاطین آقا ابالحسن

علی بن موسی الرضا علیه السلام سروده :

 در طوس حریم کبریا میبینم 

 موسای کلیم باعصا میبینم

          در کفش کن حریم پور موسی        

بی پرده تجلی خدا میبینم

 

همانگونه که کتابهای بسیاری در بی اخلاقیهای ناصرالدین شاه قاجار

نوشته اند٬ پس بی انصافی ست که از اینگونه اعمال او سخنی نگوئیم.

بهتر از همیشه انسانها را به عرض ارادتشان به پیشگاه اهلبیت عصمت

 و طهارت علیهم السلام  محک کنیم.

انشالله خداوند در روز قیامت ما را به محبت مولا ببخشد و بیامرزد.

 

یاعلی مـــــــــــــدد

 
 

 

ادامه نوشته

يــــا علــي بن الحسين عليه السلام

 

 

حضرت علي اكبر علیه السلام فرزند ابي عبدالله الحسين علیه السلام بنا به

روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان

گشود.

پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب علیه السلام و مادر

محترمه اش ليلي سلام الله علیها بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي

 و هم طایفه با امیر مختار علیه السلام هستند.

او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون

پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ،

امير مؤمنان علي بن ابي طالب علیه السلام  و امام حسين علیه السلام 

 نسبت دارد. 

 

دشمن هم اعتراف دارد :

روزي معاويه بن ابي سفيان لعنت الله علیه به اطرافيان و

هم نشينان خود گفت:

 به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟

اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم!

معاويه گفت: اين چنين نيست.

بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين علیه السلام  است كه

جدّش رسول خدا مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم،

سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته  است.

 

غربت تا کجا ؟؟؟؟

غربت امیرالمومنین علی علیه السلام ناگفتنی ست. 

یک نمونه آن اینست که در بین اصحاب اباعبدلله الحسین علیه السلام

هیچ کدام نامشان علی نیست. زیرا آنقدر تبلیغ بر علیه مولا

و محبینشان میکردند که کسی جرات نداشت نام مولا را بروی

فرزندش بگذارد. در چنین شرایطی آقا اباعبدلله الحسین علیه السلام

 کاری میکند مانند تمام کارهایشان کارستان.....

 

فقط علی :

نقل است روزي علي اكبر علیه السلام  به نزد والي مدينه

مروان بن حکم لعنت الله علیه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي

را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو

چيست؟ فرمود: علي سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي.

مروان عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ »

 پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد، اين پيغام

را علي اكبر علیه السلام زد اباعبدالله الحسين علیه السلام  برد،

ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنايت كند

نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا،

 نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. 

به همين علت است كه بين مورخان راجع به تعداد اولاد 

حضرت سيد الشهداء عليه السلام اختلاف نظر  وجود دارد.

 

 

در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري رحمة الله عليه

در كتاب خصائص الحسينيه آمده است:

 اباعبدالله الحسين علیه السلام  هنگامي كه علي اكبر را به ميدان

مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود:

« يا قوم، هولاءِ  قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و

 منطقاً برسول الله.......

اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه

شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله  صلی الله علیه وآله

است .بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله  صلی الله علیه وآله است 

تنگ مي شد  نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.

سيد الشهداء عليه السلام در كنار هيچ بدني از بدنهاي مطهر

شهدا كربلا قاتلينشان رانفرين نكردند.

ولي قاتلين شاهزاده علي اكبر عليه السلام را نفرين كردند و فرمودند :

قتل الله قوم قتلوك... خدا بكشد آنان كه تو را كشتند... 

 

در وصف حضرت زبانها لال و عقلها بي مقدار هستند.

در اينجا با شعري از ناصرالدين شاه قاجار رحمـة الله عليه ختم كلام ميكنم:  

يم فاطمي گل سرمدي ، مه هاشمي دّر احمدي

زسرادقات محمدي ، طلعت ظهور و جلالتي

يه سماء قمر به نبي ثمر ، به فاطمه دّر به علي گهر

به حسن جگر به حسين پسر،  چه نجابتي چه اصالتي

خم زلف او چو شكن شكن ، به مثال نقرهء فام تن

سپري به كتف و كفن به تن ، به به چه قامتي چه قيامتي 

ز جلو نظر سوي قتلگه ، زقفا نظر سوي خيمه گه

كه نموده شه به قدش نگه ، به چه حسرتي به چه حالتي

زقفا دو زن شده نوحه گر ، يكي عمه گفت و يكي پسر

كه نما به جانب ما نگه ، به نظارتي به اشارتي

 

و عجل اللهم في فرج مولانا صاحب الزمان

والعن جبت والطاغوت و اللات و العزي

وابنتيهما و اتباعهم الي يوم القيامه

التمــــــاس دعــــــا

يــــــا علــــــــي مـــــــدد

 

 

مختار علیه السلام فخرالشیعه

 

((فقط برای یادآوری ))

درغربت این خانواده همین بس که ما از آنها دم میزنیم و همه خود را

پیرو راستین آنها میدانیم!!!

تعزیهء حضرت مختار علیه السلام  که چندیست از تلویزیون پخش

 می شود ٬حال و روز مردم همین زمان است.

مردمی که اهلبیت علیهم السلام را تا زمانی صدا میزنند که به

نفعشان باشد!!!!!

مدتی ست بحث جناب مختار علیه السلام نقل محافل شده و

عجب اینجاست که عده ای با دشمنان اهلبیت علیهم السلام

همنوا شده اند و هزار تهمت ناروا به امیرمختار علیه السلام

نثار میکنند!!!! 

 

به کجـــــــــــا چنین شتابان؟؟؟!!!!

در فرازی از نوای کبریایی زیارت عاشورا میخوانیم:

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک......

خدایا لعنت کن به اول ظالمی که ظلم کرد بر محمدوآل محمد

علیهم السلام و آخرین کسی که تبعیت کرد از آن ظالم.........

نکند خداناکرده ما جزء آخرین تابعین ظالمین آل الله باشیم!!!؟؟؟

در فرازی از زیارت حضرت میخوانیم : خدا لعنت کند آنها که

با دست و زبانشان شما را کشتند...

الله اکبر...

مولا به دادمان برسد...

 

ظلم به اهلبیت علیهم السلام چیست؟؟؟

قرآن ناطق امام صادق علیه السلام فرمودند:

ان الله لایعذب الخلق الا بذنوب العلماء٬ الذین انکروا فضائل

علی بن ابیطالب علیه السلام...

خداوند هیچ قومی را عذاب نمی کند مگر به خاطر گناهان علما٬

همان علمایی که فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام را انکار کردند.

 

در جایی دیگر فرمودند : بیان نکردن فضائل ما اهلبیت با انکار آن

فرق ندارد. 

انکار و کتمان فضائل و مناقب و بیان نکردن آن همان

ظلمی ست که به راحتی به اهلبیت علیهم السلام  و محبینشان 

روا شد و میشود و خواهد شد...

به راستی چرا؟؟؟ چون مردم نمیفهمند؟؟؟!!! چون درک ندارند؟؟؟!!!

مگر نه اینکه کسانی که به یاری سیدالشهداء نیامدند همین حرف را

بهانهء نیامدنشان کردند؟؟؟؟؟؟!!!!!

نمونه اش در تاریخ به وفور یافت می شود.....

چراکسی راجع به نامردمان و کوفیان زمان حرف نمیزند؟؟؟!!!

در اینجا نمیخواهم از حقانیت امیرمختار علیه السلام دفاع کنم چون موضوع

آنقدر روشن است که چشم عده ای کج فکر که خودشان را حامی

دین و به اصطلاح روشنفکر  مینامند را کور میکند... خدا نکند کسی

دو خط کتاب بخواند!!! آنوقت می شوند خدا!!! به راحتی حکم میکنند

 آن هم دربارهء آنانی که سبب خلقت زمین وزمانند!!!

 

کلامی برای بستن دهان نارواگویان :

 نوابغ و بزرگانی بی نظیر مانند شیخ مفید و شیخ طوسی

رحمة الله علیهم آنقدر در مناقب امیرمختار علیه السلام سخن گفتند

که جای هیچ شکی دربارهء اعتقادات این بزرگمرد نمیگذارد.

علامه مجلسى(ره) مى‌فرماید:

مـختار، فضایل اهل بیت پیامبر اكرم را بیان مى‌كرد و حتى مناقب

 امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) را براى مردم

 منتشر مى‌ساخت و معتقد بود كه خاندان پیامبر از هر كس براى امامت و

حكومت پس از پیـامبـر سـزاوارتـرند و از مصـایـبى كـه بـر خـانـدان پیامبر

وارد شده، ناخشنود بود.

 

درکتاب مختارنامه  که حدود ۱۳۰ سال پیش چاپ سنگی شده

آمده است که فرزند مختار  علیه السلام خدمت امام سجاد علیه السلام

 رسید و عرضه داشت :

یابن رسول الله ٬ راجع به پدرم حرفهای زیادی میزنند شما چه میفرمایید؟

حضرت در کلامی شیوا ٬ دهان تمام یاوه گویان اعصار مختلف را

تخته کردند و فرمودند:

خدا رحمت کند پدرت مختار را٬ که اگر در شیعهء ما صد مرد مثل

پدرت مختار بود هیچ کس حق ما اهلبیت را غصب نمیکرد و....

امامی که عین الله است از اول تا آخر خلقت را نگاه کرده و اینگونه

میفرماید. یعنی در تمام شیعه از ابتدا تا انتهای خلقت کسی

مانند مختار علیه السلام در میان شیعیان نبوده و نیست و نخواهد بود...

و در روایتی دیگر که از عسل شیرینترست و صاحب ریاض القدس از

امام باقر علیه السلام نقل میکند که ایشان در جواب یاوه گویان فرمودند :

مهریهء مادر من از پول مختار علیه السلام است!!!

یعنی مهریهء مادر معصوم ٬همسرمعصوم٬ عروس معصوم٬ از اموال آن

 شیرمرد عاشق شهیدست ...

از اینگونه کلامهای گهربار آنقدر یافت میشود که به شماره درنمیآید.

بنی امیه و بنی عباس لعنة الله علیهم اجمعین دینارها دادند تا

حرامزاده های دنیاپرستی که دین را اسباب معیشتشان قرار داده

بودند برعلیه  امیرمختار علیه السلام احادیث جعلی بسازند

و این شیعهء راستین امیرالمومنین علیه السلام را به نوعی دیگر نشان

دهند ٬ غافل از اینکه زهی خیال باطل!!!

غافل از اینکه یدالله فوق ایدیهم حامی این ابرمرد آسمان عشق

حسینیست.

 

...

درآخر اینکه:

سخن آنقدر بزرگست که در باور نمیگنجد.

انسانهایی که همیشه دنبال نقص بقیه میگردند ناقصند. کج اندیشند.

و در یک کلمه بدبختند که درمیان دوستان آل الله به دنبال عیب میگردند

و نمیدانند که این وصله ها به آنها نمیچسبد.

سخن بسیا زیادست که به عنایت مولا در سیاهه های بعدی مشق

خواهم کرد. به خاطر خدا بس کنیم. به خاطر خدا این بزرگواران را با

عقل بیمقدار و ناچیز قیاس نکنیم...

مولا مدد کند که ما جزء تابعین غاصبین و ظالمین آل الله علیهم السلام 

نباشیم...

یاعلی مدد

!!!

شعرای حسینی

به لطف اهلبیت علیهم السلام در دههء گذشته شاعران و اشعار آیینی 

روز بروز بیشتر شده است. شعرائی که برخاسته و بزرگ شدهء

خیمه ها و روضه های سیدالشهداء علیه السلام هستند...

  

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی             مرامریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت         خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام           خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم              مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده             مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو                  اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم           هزار مرتبه هم در عزات می میریم

((شعر از ریزه خوار آستان حضرت معصومه سلام الله علیها آقای مجید تال))