روضة الشهداء کتابی بی بدیل

 

در این قسمت قصد دارم راجع به کتابی صحبت کنم که بسیار مورد هجمه و

بی مهری بسیاری آن هم در سالیان اخیر!!! قرار گرفته است.

کتابی که برای تمامی اهالی روضه آشناست.

کتاب شریف (( روضة الشهداء)).

این کتاب شریف یکی از قدیمی ترین کتابها و مآخذ موجود شیعه است.

هرچند در سالیان اخیر بسیاری راجع به آن قضاوتهای ناروایی نموده اند که

انشالله به عنایت هادی کل امم ٬ امیرمومنان علی علیه السلام خداوند درهای

حقیقت را برایشان باز کند و چشمهایشان را به نور حقیقت روشن نماید.  

 

این کتاب شریف به قلم ادیبانهء مورخ و محقق گرانقدر قرن نهم ودهم

هجری قمری ٬مرحوم ملاحسین کاشفی رحمة الحسین علیه به رشتة

تحریر در آمده است.

(روضة الشهداء٬طبع تهران٬انتشارات اسلامیه٬سال۱۳۷۱ ه ق٬ ص ۳۲۱ الی ۳۲۹ )

 

 مولف کتاب شریف روضة الشهداء :

کمال الدین٬ ملاحسین ابن علی واعظ کاشفی رحمة الله علیه (متوفی ۹۱۰ ه ق)

محققی سبزواری الاصل که در قرن نهم هجری در شهر شیعه نشین سبزوار

سپس در شهر وپس از آن در شهر نیشابور و پس از آن در شهرمقدس مشهد

و مدتی در بین مردم هرات به وعظ می پرداخته اند.

با کمی دقت میتوان دریافت که سبزواری الاصل بودن ملا حسین رحمة الله علیه

با دستیابی او به بسیاری از مستندات وقایع تاریخی شیعه بی ارتباط نیست.

در اینجا لازم است توضیحاتی راجع به سبزوار شیعه پرور داده شود.

 

سبزوار :

سبزوار شهری است دارای مردمانی پاک ظینت با سوابقی نورانیه در

ابراز ارادت به ذوات مقدسهء اهلبیت علیهم السلام و قضایای عجیبه ای

پیرامون ظهور و بروز دو اصل اساسی تولی و خصوصا تبری از

جوهرهء پاک مردمان آن سامان در کتاب شریف (مجالس المومنین)

ـ اثر طبع نورانی علامهء شهید قاضی نورالله ابن شریف الحسینی

المرعشی الشوشتری رحمة الله تعالی علیهماـ و در سایر کتب معتبره

تحریر شده است.

(مجالس المومنین٬جلد اول٬طبع تهران ٬ انتشارات اسلامیه٬سال ۱۳۷۷ ه ش.ص۱۱۳)

ودر جای دیگری نیز آمده است که :

از طرفی مهاجرت سادات موسویهء بنی مختارعلیهم السلام به شهر

سبزوار هم میتواند علاوه بر افزایش امنیت به منظور حفظ آثار

اهلبیت علیهم السلام در آن سرزمین ٬ بر بالا بردن سطح آگاهی محققین

آن سامان از تاریخ زندگی آل الله نیز٬ تاثیر بسزایی داشته باشد. چرا که

این سلاله های اطهار همواره مرجع اهل خراسان واقع گردیده اند.

(مجالس المومنین ج ۱ صفحات ۱۴۵ و ۳۲۸ )

سادات جلیل القدر از طایفهء بنی مختار رحمة الله علیهم علاوه بر

پرورش در دامان خاندان وحی ٬ از بسیاری از  اتفاقات و

وقایع خانوادگی اهلبیت علیهم السلام آگاهی داشتند و به آن واقف بوده اند٬

و چون مدت مدید و طولانی عهده دار تولیت عتبات مقدسهء نجف اشرف

و کربلای معلا  نیز بوده اند ٬ طبعا عهده داربودن این تولیت ٬

آنها را برآن داشت که نسبت به چگونگی رویدادهای عاشورا ٬ تحقیق و

تفحص بیشتری داشته باشند.

ملا حسین رحمة الله علیه از چنین شهری به پا خواسته است.

 

 جایگاه علمی ملاحسین کاشفی رحمة الله علیه :

جایگاه علمی این عالم بزرگوار با بیش از ۳۵ مورد تالیف در

علوم حدیث ٬ تفسیر٬ تاریخ ٬ادبیات ٬ نجوم و...بر هیچ انسان باانصاف

خبیر و آگاهی پوشیده نیست.

مولانا حسین واعظ کاشفی در علم فقه و نوشتن مطالب و کتب در این

مورد استعداد فراوانی داشته‌است که از ان جمله می‌توان به

جواهرالتفسیر و تفسیرالمواهب اشاره نمود.

کتاب ارجمند روضة الشهداء نیز اژ ان کتابهایی نیست که هرکس از

راه رسید بتواند با نیش زبان و زهرقلم خدشه ای برآن وارد سازد.

 

در اینجا نظر مخالفان را جلب میکنم به بیان عالمانهء علامهء عصر ٬

آیت الله حاج شیخ ابوالحسن شعرانی رحمة الله علیه که در مقدمهء

جامع و کاملی که بر بعضی از نسخه های کتاب مورد بحث مرقوم

فرموده اند.

ایشان می فرمایند :

((کتب و روایاتی که مولف (ملاحسین کاشفی) ازآنها نقل می کند٬

بسیاری در عهد ما موجود نیست و شاید بعضی را معتبر ندانیم٬

اما حاشا که چنین مردی سخن بی دلیل آورد.))

 

قابل توجه :

براهل تاریخ و ادب پوشیده نیست که اهمیت مقتل روضة الشهداء

در عصر خود تا به حدی بوده است که به خاطر قرائت کتاب شریف

(روضـة الشهداء) در مجالس فارس زبان و (روضــة الواعظین)

در مجالس عرب زبان توسط علما ٬ وعاظ و مرثیه خوانان ٬

مجالس ذکر مصائب سیدالشهداء به نام مقدس ((روضه)) منور گردید

و مرثیه خوانان را به لقب شریف((روضه خوان)) مزین نمود.

 

اهل ایراد توجه کنند :

کسانی که به کتاب (روضة الشهداء) ایراد میگیرند بهترست به این

نکته توجه کنند که سخن پراکنی در مذمت چنین کتابی به منزلهء بی حرمتی

 به تاریخ تشیع و بی سواد قلمداد کردن تمامی بزرگانی محسوب میشود

که این کتاب را در مجالس قرائت فرموده اند و همچنین جسارت به علمایی

است که نسبت به خواندن کتاب مذکور در مجالس سکوت اختیار فرمودند.

چون کوچکترین اثری از اعتراض علمای بزرگ شیعه در آن عصر نسبت

به کتاب مقدس روضة الشهداء و خواندن آن در مجالس روضه خوانی

دیده نشده است.

کدام انسان صاحب شعوری می تواند مقام و جایگاه عالم جلیل القدری

مثل حاج شیخ جعفر شوشتری اعلی الله مقامه الشریف را منکر شود؟؟؟

ایشان در پایان منبر خود و هنگام ذکرمصیبت  از کتاب پرارج روضة الشهداء

استفاده میفرموده اند و این مطلب را آیت الله معظم حاج شیخ محمدجعفر

شوشتری رحمة الله علیه در کتاب شریف ((آیات بینات فی حقیقة بعض المنافات))

نقل فرموده اند.

مطلب قابل توجه اینست که جمع بسیاری از محققین شیعه ٬ نه تنها این

کتاب شریف را معاذالله ٬ ضعیف السند نپنداشته اند ٬

بلکه مطالب بکر آن را سند تحقیقات و کتابهای بی نظیرشان قرار داده اند.

به عنوان مثال فحل الفحول٬ عالم بی نظیر و استادالمراجع٬

آیت الله کمپانی رحمة الله علیه در واقعهء دامادی شاهزاده قاسم علیه السلام

به این کتاب شریف استناد میکند.

درپایان عرض میکنم آنهایی که کارشان ایراد و انقلت کردن به چنین

کتابی می باشد بهتراست با کمی توسل به آستان آل الله علیهم السلام از خدا

بخواهند تا خود را در وقایع عاشورا و مثل آن صاحب نظر ندانند و

با کمی تحقیق حقیقت را دریابند٬ نه اینکه صرفا با توجه به شنیدنیهای

بی سند و کم خردانه و خواندن ۲ خط کتاب بی سند خود را بالاتراز 

علمایی مانند مرحوم کمپانی رحمة الله علیه بدانند.

بهتر است چنین کسانی راه دیگری را برای بزرگ کردن شخصیت و

به رخ کشیدن مطالب علمی بی دلیل و پوچشان پیدا کنند.

 

در فرازی از زیارت اباعبدالله علیه السلام آمده است :

خدا لعنت کند کسانی که تو را کشتند با زبان و دستشان(قلمشان).....

پناه میبرم به حسن علیه السلام از شر قاتلان آل الله

 

انشالله در آینده ای نزدیک مطلب تکمیلی بر این قسمت اضافه خواهم کرد.

 

یا علی مدد

 

 

7صفر شهادت کریم آل لله

شهادت سبط الله الاکبر

کریم آل الله مولا امام حسن مجتبی سلام الله علیها

تسلیت باد.

۷ صفر شهادت امام حسن علیه السلام:

این روز نیز به عنوان شهادت امام حسن علیه السلام بسیار معتبرتر از

۲۸صفر می باشد. همانطور که اشاره شد سالهاست که در کربلا و نجف

وحتی علمای بزرگوار قم نیز در این روز در سوگ امام مجتبی علیه السلام

به عزاداری مشغولند.

بازهم برای سندجویان به چندکتاب اشاره میکنم:

۱.مصباح کفعمی.

۲.انوارالبهیة اثر شیخ عباس قمی رحمة الله علیه صاحب مفاتیح الجنان

۳.الارشاد اثر شیخ مفیدرحمة الله علیه.

۴.کتاب دروس شهیداول رحمة الله علیه.

۵.وصول الاخبار الی اصول الاخبار اثر والد شیخ بهایی رحمة الله علیه.

۶.توضیح المقاصدوجامع عباسی اثر شیخ بهائی رحمة الله علیه.

۷.عوالم العلوم اثربحرانی رحمة الله علیه.

۸.کشف الغطاء اثر علامه کاشف الغطاء رحمة الله علیه .

۹.تقویم شیعه اثر بندانی

در این روز به دستور عایشهء ملعونه تابوت امام مجتبی علیه السلام را

تیرباران کردند تا عقده های عایشه لعنت الله علیها را که در جنگ جمل

با شجاعتهای بی بدیل سبط الله الاکبر امام حسن علیه السلام

زمینگیر و پوزهء نحسش به خاک مالیده شد فروکش کند.

همان جنگی که با یک ضربت یداللهی تک پهلوان جنگ جمل یعنی

سبط الله الاکبر امام مجتبی علیه السلام دست و پای شتر سرخ موی

این ملعونهء ام الفتنه جدا شد و جنگ جمل با همین ضربت خدائی به

نفع امیرالمومنین علیه السلام خاتمه پیدا کرد. 

 

کلام آخر:

۷صفر زا با همهء وجود برای آن حضرت مجالس سوگواری به پا کنید .

حتی در خانه های خود با اهل خانه به یاد مظلومیت این امام غریب و

بزرگوار ٬ آن کسی که امام واجب الطاعهء  اباعبدالله علیه السلام است

به سوگ بنشینید تا مورد عنایت شاهزادهء بی مثالش مولا و آقای ملکوت

حضرت قاسم بن الحسن بن علی علیهم السلام قرار بگیرید.

یا حسن بن علی علیه السلام ادرکنا

وعجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان

یاعلی

   

اسرارالشهاده و ملای دربندی رحمت الله علیه

 

خیلی وقت است که از خدا توفیق نوشتن مطلبی

راجع به ابرمرد آسمان عشق حسینی علیه السلام

یعنی ملا آقای دربندی صاحب کتاب شریف

((اسرارالشهاده)) رحمت الحسین علیه را میخواستم.

آنقدر کوته فکران راجع به این عالم بزرگوار جسارت

و بی ادبی کرده اند که هر ابلهی به راحتی به خودش

اجازه می دهد درباره این بزرگوار اظهار نظر کند!!!

 

اگر کتاب شریف اسرار الشهاده  بسیار کمیاب است به

این دلیل است که در سالیان اخیر تاریک فکران کم مغز،

که با استفاده از ترشحات مغزیشان خود را متولی دین

میدانند !!!! آنقدر راجع به آن انقلت کرده اند که خیلیها

دیگر جرات نام بردن آن را هم ندارند.

گویا اینان فکر میکنند العیاذبالله راجع به یک طلبه یا

آخوندیمثل خودشان دارند اظهار نظر میکنند. 

در اینجا برای بستن دهان اراجیف گویان این مطلب را

می نویسم هرچند میدانم مشت بر سندان زدن

بی حاصل است!!!

اما می نویسم تا حسینی فکران این آستان

لذت ببرند.

 

 

 شرحی مختصر :

آخوند ملا آقا ابن ملا عابد ابن رمضان ابن الزاهد

الشیروانی الدربندی رحمه الله علیهم اجمعین.

متوفی  یا (1286 (1285) ه ق) به تصریح علمای

علم رجال در صدف فقاهت و اجتهاد ، عالم کامل و

در حقیقت علامه زمان و یگانه دوران و از شاگردان

شریف العلماء رضوان الله تعالی علیه بودند.

ملا محمد شریف مازندرانی  فزرند ملا حسین علی

مشهور به شریف العلماء علیهما الرحمه زعیم عالیقدر

جهان تشیع در برهه ای حساس با جلسات درسی

که متجاوز از 1000 شاگرد در آن شرکت میکردند.

شیخ شریف رحمة الله تعالی علیه از شاگردان مرحوم

آقا سید محمد مجاهد و مرحوم آقا سید علی

(صاحب ریاض) رضوان الله تعالی علیهما و استاد

بسیاری از علمای شیعی و آیات عظام معروف از

جمله خاتم الفقهاء والمجتهدین شیخ مرتضی انصاری

(صاحب مکاسب) شیخ محمد حسن نجفی

صاحب جواهر و آقاسید ابراهیم (صاحب ضوابط)

رحمة الله علیهم اجمعین می باشند و به تعبیر فقهای بزرگوار ،

به حق ایشان را بنیانگــذار فقه نوین دانست و به عقیدهء

بعضی از آقایان پس از عروج این مرجع عالیقدر ٬ حوزهء

علمیهء کربلای معلا دیگر رونق خود را بدست نیاورد.

قابل توجه آنکه ملا آقا دربندی رحمت الله علیه در یکی  

از جلسات درس متجاوز از چهل ایراد بر چنان استاد دانا

و فقیه توانا وارد آوردند. به شرحی که در کتب رجالیه

مسطور و مشهورست.

شخصی که پرورش یافتهء همان مکتبی میباشند که

صاحبان ضوابط ، جواهر و مکاسب از کرسی آن

برخاسته اند ، آنقدر غریب شده که هر کس و ناکسی

به خود اجازه می دهد در مورد او سخن بگوید.

یکی نیست تشر بزند که :

همهء شما روی هم ، صلاحیت تایید کردن او را هم ندارید ،

تا چه رسد به تکذیب کردن. بدون کوچکترین توجهی به

منور فکران مزاحم ، فقط به منظور خنک کردن دلهای

روشن ضمیران مراحم ، سه مطلب جالب از سه

شاگرد اول مکتب شریف العلماء رحمت الله علیه و

سه جانشین وی بر کرسی فقاهت را که در تاریخ ثبت

شده است بر اساس تحقیقات ارزنده

علامه تنکابنی رضوان الله تعالی علیه

در کتاب ارزشمند ((قصص العماء)) نقل مینماییم.

 

ملا آقا دربندی و صاحب ضوابط :

ملا آقای دربندی  رضوان الله تعالی علیه دارای معقول

و موسس در علم منقول بوده و مکرراستاد بزرگ

آقا سید ابراهیم رضوان الله تعالی علیه می فرمودند :

آخوند ملا آقا دربندی رحمت الله علیه از ارباب فن اصول

است، به او رجوع کنید.

 

ملا آقادربندی و صاحب جواهر :

از تالیفات ملا آقا دربندی رضوان الله تعالی علیه کتاب 

((خزائن)) است مشتمل بر سه جلد.

جلد اول شرح منظومه بحرالعلوم است در فقه و طهارت

و قدری صلوه و فروع بی اندازه نوشته است ، با استدلال

در غایت اتقان و محکمی.

جلد دوم در ادلهء عقلیه و بعد از استصحاب با قواعد

فقهیه نوشته و قواعد فقهیه را منقه داشته و در آنها با

نهایت تحقیق ، تعلم نموده است و طریقه اش آن بوده

که در هریک از مسائل فروع یا اصول داخل میشد،

آن قدر از مشتقات و فرعیات و غیره ، ذکر میکرد که

از حد میگذرانید.

جلد سوم : در اعتقادات و اصول عقاید و درایت و

قواعد رجالیه و غیره و اجتهاد و تقلید می باشد.

 

در روزی ازروزها شیخ محمد حسن صاحب جواهر

برای زیارت مخصوصه به کربلا مشرف شد و آخوند

ملا آقای دربندی علیه الرحمه به دیدن ایشان رفت.

شیخ با آخوند دربندی علیه الرحمه عرضه داشت که :

بنده ((جواهر الکلام )) را بسیار خوب نوشته ام،

آیا شما کتاب جواهر را دیده و پسندیده اید؟

ملا آقا دربندی فرمودند : از این جواهر در خزائن ما

بسیارست.  

 

در این مقام تاکید بر نکته ای مهم را لازم میدانم :

تار و پود وجود هر اهل علم و اهل فقهی در پیشگاه

والای نام بلند (جواهر و صاحب جواهر) سر تعظیم

می ساید.

مگر می شود فقیه شد و از مواهب خاصهء

(مکاسب شیخ مرتضی انصاری رحمت الله علیه) و

(جواهر شیخ محمد حسن نجفی) رحمة الله علیه بهره ای

نبرد ؟؟؟؟ و به روح پرفتوح این دو بزرگوار ادای احترام

نکرد ؟؟؟

پس هر اهل علم و اهل فقه در پی پخته شدن اندیشهء

خامش و اضافه کردن آنکه پاشنی دقت بر آن در می یابد

که علامه دربندی رحمة الله علیه در نزد شیخ محمد حسن

(صاحب جواهر) رحمة الله علیه چه جایگاهی داشتند که

شیخ رحمة الله علیه برای قضاوت در مورد اثر ماندگاری چون

(( جواهرالکلام)) ایشان را صاحب نظر میدانسته و

نظرشان را جویا می شود.

همچنین در می یابد که علامه دربندی رضوان الله تعالی علیه

در حضور چنان  فقیه عظیم الشانی از چه اعتماد به نفس

و اطمینان خاطری برخوردار بودند که چنان پاسخ قاطعی

را عنوان میفرمایند.

 

ملا آقای دربندی و صاحب مکاسب :

رویای صادقه ایست که شرح آن را از مشهورین اهل منبر

وخطبایی به نام بسیار شنیده اند پیرامون جایگاه رفیع

شیخ مرتضی انصاری و ملا آقا دربندی اعلی الله مقامهما شریف

اگرچه در صدق و صحت آن رویا ک.چکترین تردیدی ندارم

و مشابه همین رویای صادقه درمورد مرحوم حاج

سلطان الواعظین شیرازی و مرحوم حاج سده ای

روضه خوان رحمة الله علیهما نیز در السنه اهل روضه

مشهور است، اما به منظور رهایی از انقلتهای بعضی از

منورفکران که اثرات سوء تاریکی وجودشان ، همیشه

دامن گیر بقیه هم بوده و هست ، در این رساله نورانیه

از نقل رویاهای صادقه بی بهره هستم. از طرفی

دانشمندان فرزانهء ما هم به حمدالله در قید حیاتند و

اهل وعظ و خطابه ،  لذا هر کس بهره ای داشت شرح

این رویای صادقه را از زبان گویای خود ایشان

میشود. انشاالعلی الاعلی

 

ملاآقا دربندی و صاحب قصص العلماء :

و اما ادامه تقریرات میرزای تنکابنی رحمة الله علیه در مورد

علامه دربندی رضوان الله تعالی علیه :

 

ملاآقا دربندی رحمت الله علیه در علم کلام و حکمت

مطالب معقول او مطابق با قوانین شرعیه در علم رجال

نیز یگانه رجال و زبده اربا کمال ، در فصاحت و بلاغت

استاد مسلم در دیار عرب و عجم بود ، بلکه در عصر

خود در فصاحت وبلاغت برای او تائی و ثانی وجود ندارد

و بی همتا بود.

ملاآقای دربندی رحمت الله علیه از کتب علمیه بسیار

احترام میکرد. به گونه ای که هروقت کتاب تهذیب

شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه را بر میداشت مانند

کلام الله میبوسید و بالای سرمیگذاشت و میفرمود : 

کتب اخبار مانند قرآن محترمند.

 

از دیگر تالیفات ملا آقای دربندی رحمة الله علیه کتاب

اکسیرالعبادات فی اسرار الشهادات است که در نهایت

حسن تحریر و فصاحت و بلاغت وسلامت  از قلم

آن عالم خبیر به منحصهء ظهور رسید...

و از تالیفات دیگر آخوند دربندی رحمة الله علیه کتاب

(( سعادات ناصریه )) است که به خواهش سلطان

نوشته و آن مختصر ولی فارسی بوده و خالی از

دقایق علمیه نیست.

وی دارای علم اکسیر بوده و رساله ای نیز در آن زمینه

نوشته است.

در اقامهء مصیبت سیدالشهداء صلوات الله و سلامه علیه

بسیار دقیق و راسخ بوده است.

به نحوی که بالای منبر از شدت گریه غش میکرد و در روز

عاشورا لباس خود  را از بدن میکند ولنگ می بست و

خاک بر سر میریخت  و گل به بدن می بارید و به همان شکل

بر منبر میرفت. مجملا ، اخلاص او به ائمه اطهار علیهم السلام

فوق اخلاص ابنای روزگار بود.

آخوند دربندی رحمة الله علیه مدت مدیدی در کربلا بود و

در بعضی اوقات تدریس میکرد.

آخوند ملا آقا دربندی رحمة الله علیه در سن 20 سالگی

شرح نهج البلاغهء ابن ابی الحدید را درس میگفت  و در

عالم رویا با شیخین (اولی دومی و سومی) لعنت الله علیهما

و ابن ابی الحدید محاجه کرد و آنها را ملزم ساخت

چنانچه شرح آن را در (اسرارالشهاده) نوشته است.

در اینجا باید اضافه کنم ، این متکلم فصیح و عالم بلیغ

مباحثاتی با برخی از مخالفین داشته اند.

همچنین مذاکره ای با نائب پاشا قائم مقام پاشا عمر

(والی وقت عراق و عربستان از سوی پادشاه امپراطوری

منحوصهء عثمانی ) و مذاکرهء مذکوره ، منشاء کثیری از

خیرات و برکات برای جامعهء تشیع بود و موجبات آسایش

زائرین آستان ابالفضل پاسبان حسنی صلوه الله و سلامه و علیه

(بقیع) در آن عصر را به ارمغان آورد و هزار هزار حیف که

شرح آن از گنجایش بحث خارج است.

(رجوع شود به مقتل سعادات ناصریه)

 

غربت نخبهء علوم :

مگر ملاک و معیار ظاهری علمای اعلام ، به منظور

اظهار نظر در مورد اخبار و روایات احاطه و اشراف نسبی

بر 4 علم رجال ، درایه ، اصول و حدیث نمی باشد؟؟؟؟

ومگر ملا آقادربندی رحمة الله علیه چنانکه ذکر شد

– به اتفاق نظر آقایان- نخبهء علوم مذکوره نبوده اند؟؟؟

پس چگونه میشود تالیفات نخبهء علوم

(رجال،درایه،اصول،وحدیث) را  معاذلله ضعیف السند

پنداشت؟؟؟

به تعبیر بهتر ، دیگر به تالیفات چه کسی میتوان اطمینان

داشت؟؟؟

یعنی واقعا شهر اینقدر شلوغ شده است!!!؟؟؟؟؟

 

صرف نظر از بعضی از بزرگان که مجبوریم بر طریقهء

مراعات بگوییم : ( خب معصوم هم نبوده اند)

آیا واقعا یک طلبهء جزء یا حتی یک مجری صداوسیما

هم اجازه دارد با دهانی که هنوز بوی شیر می دهد

در مورد علمای زحمت کشیده و استخوان خرد کردهء

شیعه اظهار نظر کند؟؟؟؟

 

از مرحوم دربندی رحمت الله علیه که گذشت، ضایع شد

آن حقی که نباید ضایع میشد.

براستی این راهی که میروند به کدام ترکستان منتهی

می شود ؟؟؟

سیاست غلطی بود که متاسفانه پایه ریزی شد و

بدبختانه حمایت شد و حمایت می شود!!!!

گندابی بود که آگاهانه یا ناآگاهانه در آسیاب وهابیت و

یهودیت و عساکر و عمله های آنها ریخته شد و ریخته

می شود، خواه با جیره و مواجب ، خواه بی جیره و

مواجب...

تخم لقی بود که کاشته شد و محصول کرم خوردهء آن را

امروز در حوزه و دانشگاه و کوچه بازار ، همه و همه درو

می کنند و با همین محصول کرم خورده نان درست

میکنند و آش میپزند و این نان و آش را به خورد زن و

بچه هایشیعه می دهند و بعد هم خودشان محکم

روی دست خودشان می کوبند که :

چرا اینطوری شد ؟!!

ما که نان حلال به خورد زن و بچه هایمان داده بودیم!!!

جوانان دلاور ایران زمین با برو بازوی رستم گونه ٬البته

به برکت مکملهای غربی به جای آن که با دست و

پای بریده فضائل و مناقب مولا امیرالمومنین

علی بن ابیطالب صلوه الله و سلامه علیهما

را که بالای دار فریاد بزنند،

تا پایی که به کسب افتخار درآمدن زبان مبارک از

حلقومشان نایل آیند ، در مجالس ذکر و عزاداری

شرکت میکنند و شاهانه به پشتی تکیه میدهند،

پس صرف چلوخورشت قیمهء امام حسین علیه السلام

که اتفاقا جماعتی دو سه شب نخوابیدند تا قیمهء

به این خوشگلی دل و دین ببرد، پس از نوشیدن

چای داغ و اخراج بادگلو بعد از غذا تازه به یاد این

میفتند که سند فلان مطلب که آقا بالای منبر گفتند

کجاست!!!!!!!!!

هیچ کس مخالف سند خواستن نیست ، اما کسی

باید سند بخواهد که خودش (مستند باشد) و از کسی

باید سند بخواهد که خودش ( سند ) باشد.

چون کسی که مستند باشد به نورانیت باطن در می یابد

که نباید از کسی که کلامش ، بلکه وجودش (عین سند )

است، سند خواست.

 

اما امروز ، هرکه از راه رسید سند میخواهد ،

آن هم از هرکه از راه رسید!

یک طفل نوپا سند میخواهد از یک پیر دیر که طی

طریق کرده و به جایی رسیده .

جمع کنید این بساط سند و سند بازی را ، پیشتر از

آنکه وضع از این که هست بدتر شود .

البته روی سخنم با کسانی است که از وضعیت موجود

 ناراضیند.  

 

یاعلی مـــــــــــــــــــدد